خرید بک لینک
هيچ وقت اين دو جمله رو نگو :
١)ازت متنفرم ٢)ديگه نميخوام ببينمت

هيچ وقت با اين دو نفر همصحبت نشو :
١)از خود متشکر ٢)وراج

هيچ وقت دل اين دو نفر رو نشکن :
١)پدر ٢)مادر

هيچ وقت اين دو تا کلمه رو نگو:
١)نميتونم ٢)بد شانسم

هيچ وقت اين دو تا کارو نکن :
١)دروغ ٢)غيبت

...هيچ وقت اين دو تا جمله رو باور نکن :
١)آرامش در اعتياد ٢)امنيت دور از خانه

هميشه اين دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١)آرامش با ياد خدا ٢)دعاي پدرو مادر

هميشه دوتا چيز و به ياد بيار:
١)دوستاي گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

هميشه به اين دو نفر گوش کن:
١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

هميشه به دو تا چيز دل ببند :
١)صداقت ٢)صميميت


اززشت رویی پرسیدند :

آنروزکه جمال پخش می کردند کجا بودی؟

گفت : در صف کمال


اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن


مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است


همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفش شان نیست


با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن

و با نمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن


هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید


مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد


شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار


وقتی تنها شدی، بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش


یادت باشه که :

در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود می خندی


آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است


از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار


فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد


هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند
ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .


زنها هرگز نمیگویند تو را دوست دارم
ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری
بدان که درون آنها جای گرفته ای . . .


سکه ها همیشه صدا دارند
اما اسکناس ها بیصدا
پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود
بیشتر آرام و بیصدا باشید . . .


سطرها بسیار موثر هستند
چون به شما میفهمانند که :
۱٫ نظم و ترتیب همیشه در اولویت است
۲٫ سکوت معنی دار بهتر از کلمات بیمعنی است . . .


هرگاه میخواهی بدانی که چقدر محبوب و غنی هستی
هرکز تعداد دوستان و اطرافیانت به حساب نمیآیند
فقط یک قطره اشک کافیست
تا ببینی چه تعداد دست برای پاک کردن اشکهای تو میآید . . .


در مسابقه بین شیر و گوزن، بسیاری از گوزنها برنده میشوند
چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی
پس
” هدف مهمتر از نیاز است “


یک جمله فوق العاده، که در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است
اتوبوس متوقف خواهد شد، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . .


جمله “به تو افتخار میکنم”
همانقدر به مردان انرژی میدهد که جمله “دوستت دارم” به زنان . . .


نمیگویم که ١٠٠٠ شکست خوردهام.
میگویم فهمیدهام ١٠٠٠ راه وجود دارد که میتواند باعث شکست شود . . .
(توماس ادیسون)


این روزها همه ترس از دست دادن آبروی خود دارند
اما بسادگی آبروی دیگران را میبرند . . .


وقتی در وضعیت خوبی هستید ، یک اشتباه را یک جک در نظر میگیرید
اما زمانی که در وضعیت بدی قرار دارید، حتی از یک جوک ناراحت میشوید و اشتباه میپندارید . . .


مواظب کلماتی که در صحبت استفاده میکنید باشید
شاید شما را ببخشند، اما هرگز فراموش نمیکنند . . .


از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید
آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان میکنند !
(شکسپیر)


مهمترین زمان برای نگه داشتن خلق و خو وقتی است که طرف مقابل، آنرا از دست داده . . .


بمنظور موفقیت
تمایل شما برای رسیدن به موفقیت، باید بیشتر از ترس از شکست باشد . . .


اگر شما برای انجام کاری که باید انجام دهید، راهی پیدا کردید
آنرا انجام خواهید داد
در غیر اینصورت، یک بهانه برای انجام ندادن پیدا کردید . . .


“مدارا”
بالاترین درجه قدرت
و
“میل به انتقام”
اولین نشانه ضعف است . . .


طوطی صحبت میکند، اما اسیر قفس است
عقاب سکوت میکند و دارای اراده پرواز . . .


ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با ما موافق هستند
اما
زمانی رشد میکنیم که با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند هستيم. . .


اگر شما یک غذای بد طعم را خورده باشید
میتوانید طعم یک غذای خوب را درک کنید
پس، از تلخیهای زندگی درس بگیرید تا بتوانید آنرا درک کنید


چیزهایی که از دست داده ای را بحساب نیاور
چون گذشته هرگز برنمیگردد
اما گاهی اوقات، آینده میتواند چیزهایی که از دست داده ای را برگرداند
به آن فکر کن . . .


اگر رنجی نمیبردیم
هرگزمهربان بودن را نمیآموختیم . . .


به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید !
زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید . . .

منبع:گروه روزنه

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

همه چهار زن دارند.
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت.زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت واو را مدام با جواهراتگران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد.بسیارمراقبش بود و تنها بهترین چیزهارابه اومی داد.

زن سومش راهم خیلی دوست داشت و به اوافتخار میکرد.پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد

واقعیت این است که او زن دومش راهم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود.مرد در هر مشکلی به او پناه می برد واو نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش رابگشایدواز مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد،زنی بسیاروفادار وتوانا که درحقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن اوو موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد وتقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :
" من اکنون 4 زن دارم،اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت،چه تنها و بیچاره خواهم شد!"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند.اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:
" من تو رااز همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"
زن به سرعت گفت :"هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :
" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :
" تو همیشه به من کمک کرده ای.این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :"این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.
در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ،انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

در حقیقت همه ما چهار زن داریم

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.
ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44


میوههایی که قرآن کریم به آنها اشاره کرده در نوع خود بینظیر است


رئیس دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خصوص

فلسفه حیات نباتی و گیاهی قرآن کریم، ابراز داشت انجیر و زیتون

سردسته گیاهانی هستند که در قرآن عنوان شدهاند گویی هر کدام از گیاهان

و میوههای قرآنی، کلیدی در درمان بسیاری از بیماریها به شمار میروند.

«سید احمد ثاقبی» در گفتوگویی با تاکید بر اینکه هر یک از گیاهان و میوههایی که در قرآن از آن نام برده شده است در همان مکان جغرافیایی که رشد کرده، میتواند بهترین بهرهوری را داشته باشد، گفت: در مصرف میوهها و گیاهان باید مسائل منطقهای و بومی را لحاظ کرد در حدیثی آمده است: «علیکم بأعقاقیر دیارکم» لذا اقلیم هر منطقه، گیاهان و میوههایی که در آنجا رشد میکند با طبیعت مردم همان جا سازگاری دارد و اگر در بعضی از مواقع شاهد بروز اختلالاتی در افراد هستیم برای این است که محصولات گرم در مناطق سرد و بالعکس مورد استفاده قرار میگیرد.

ثاقبی در پاسخ به این سؤال که آیا قرآن کریم علت خاصی را در بیان گیاهان و میوهها بیان میکند، تصریح کرد: میوههایی که قرآن کریم به آنها اشاره کرده در نوع خود بینظیر است از این رو وقتی خواص انجیر را در مقایسه با سایر میوهها در نظر میگیریم، موادی دارد که برای ساختار وجودی انسان بسیار مناسب و لطیف است.

وی ادامه داد: همچنین زیتون، همه اجزای آن اعم از برگ، میوه و روغن، خواص بسیار عجیبی دارد. خرما نیز برای تمامی سنین قابل استفاده بوده و به عنوان یک رکن اصلی در تغذیه مطرح میشود در ارتباط با خواص انار باید گفت علاوه بر تصفیه خون و اثرات شگرف آن در پاک سازی بدن، در ترمیم برخی از اختلالات و رفع اشکالات گوارشی مؤثر است.

رئیس دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد یادآور شد: میوههایی که آیات قرآن به آنها پرداخته است ویژگیهای خاصی دارد که در میوههای رایج در بازار وجود ندارد. لذا قرار دادن تین و زیتون در کنار کعبه نشان از عظمت آنهاست. «وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ، وَطُورِ سِینِینَ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ».

وی در پایان خاطرنشان کرد: تمام مشکلات انسان از اینکه نمیداند چه بخورد، چه زمانی بخورد و چگونه بخورد شروع میشود که توجه به این امور میتواند به تامین سلامت انسان کمک کند.

اعجاز علمی قرآن کریم در انجیر و زیتون

یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، درمغز انسان و حیوانات تولید میشود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون ومسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل میشود.

ژاپنیها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد. بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامهای به این تیم تحقیقاتی مینویسد و اعلام میکند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار !! در قرآن آمده است.


رئیس گروه تحقیقاتی ژاپنی بعد از اینکه مطمئن شدند قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان نتیجه ی پژوهش آنها را بیان کرده است اسلام آورد.

دکتر طه ابراهیم خلیفه، استاد بخش گیاهان داروئی دانشگاه الأزهر مصر و رئیس قبلی این دانشگاه در مورد ماده ی متالویثوندز می گوید :این ماده ایست که مخ انسان و حیوانات دیگر به میزان بسیار کمی ترشح می کنند. این ماده ی پروتئینی دارای گوگردی می باشد که به راحتی می تواند با روی ، آهن و فسفر مخلوط گردد. این ماده برای زنده ماندن انسان بسیار مهم می باشد. ( کاهش کولسترول – جنبه ی غذائی – تقویت قلب و تنظیم تنفّس )

ترشح این ماده از مخ انسان بعد از سن 15 سالگی تا سن 35 سالگی افزایش می یابد. و بعد از این سن تا 60 سالگی ترشح آن کم می گردد. بنابراین این ماده در انسان به راحتی قابل دستیابی نمی باشد.

در حیوانات دیگر نیز میزان این ماده بسیار کم است. از این رو گروهی از دانشمندان ژاپنی اقدام به جستجوی این ماده ی سحرآمیز که باعث از بین رفتن عوارض پیری می شود در میان گیاهان کردند و تنها این ماده را در دو گیاه پیدا کردند : انجیر و زیتون. و راست گفته است خداوند متعال در آنجا که فرموده است : ﴿ و التین والزیتون (1) وطور سنین(2) وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِین (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴾

دکتر طه ابراهیم در این قسم خداوند متعال به انجیر و زیتون و ارتباط آن با خلقت انسان در بهترین زمان و برگرداندن آن به بدترین زمان می اندیشد...

بعد از نتیجه گیری از انجیر و زیتون فهمید که به کارگیری آن از انجیرِ تنها یا از زیتون تنها فایده مورد نظر را برای سلامتی انسان ندارد پس باید آن دو را باهم مخلوط کرد.

دانشمندان ژاپنی نیز بهترین میزان را برای بهترین تأثیر در میزان ( یک انجیر و هفت زیتون ) یافتند.

استاد طه ابراهیم خلبفه به جستجو در قرآن کریم ادامه داد و فهمید که انجیر یک بار در قرآن کریم ذکر شده و زیتون 6 بار به صورت صریح و یک بار به صورت ضمنی در سوره مؤمنون به آن اشاره شده است آنجا که می فرماید : ﴿ و شجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن وصبغ للآکلین ﴾ استاد ابراهیم طه تمام اطلاعاتی را که از قرآن کریم جمع آوری نموده بود را برای گروه تحقیقاتی ژاپنی فرستاد . و بعد از اطمینان این گروه از اینکه قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان به نتیجه ی علمی آنان رسیده است رئیس آن گروه اسلام آورد و مجوز این کشف بزرگ را گروه ژاپنی به دکتر طه ابراهیم خلیفه داد.

آیا می دانید زیتون و انجیر چه تاثیری بر بدن تان دارد؟انجیر و زیتون باعث می شوند که ...
روغن موجود در زیتون حاوی اسید لینولوئیك بوده،در نتیجه از بروز سکتهها و شکنندگی عروق جلوگیری میکند.

انجیر را با زیتون بخورید!
انجیر از میوههایی با قند بالاست که مانع از افت قند شده همچنین دانههای این میوه مانع از بروز یبوست میشود.این میوه حاوی مقادیر بالایی از آهن بوده لذا بهتر است همراه با زیتون مصرف شود.
دکتر اعظم معتمدنیا استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان مطلب فوق افزود:انجیر حاوی مقادیر زیادی آهن است كه به هنگام جذب در روده به علت ترکیب آهن با اکسیژن موجود در خون احتمال اسید شدن آهن و بروز شکنندگی عروق و آسیب رساندن به جدار روده را به وجود می آورد.
وی با اشاره به اینکه اسید لینولئیک مانع از این فعل و انفعالات در روده میشود،افزود:روغن موجود در زیتون حاوی این نوع اسید چرب بوده در نتیجه از بروز سکتهها و شکنندگی عروق جلوگیری میکند.


سایت لقمه

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44


وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ

خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان دینپژوه میگویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوههای همه چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامینها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است.

اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از اینجا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، درمغز انسان و حیوانات تولید میشود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون ومسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل میشود.
ژاپنیها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین آن باید،
انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامهای به این تیم تحقیقاتی مینویسد و اعلام میکند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار در قرآن آمده است.


برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل

گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل
گروه اینترنتی شمیم وصل





برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

علم بهتر است یا نفت؟ مقاله اي از نيويورك تايمز خواندنی و پند آموز
توماس فریدمن
منبع: نیویورک تایمز
گاه و بيگاه از من ميپرسند:«به جز كشور خودت به كدام كشور ديگر علاقه داري؟»
هميشه يك جواب داشتهام:
تايوان. مردم ميپرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟» جواب خيلي ساده است. چون تايوان
صخرهاي لم يزرع در دريايي پر از امواج توفاني و بدون منابع طبيعي براي زندگي كردن است. حتي براي ساخت و ساز بايد از چين ، شن و ريگ وارد كند و با وجود همه اينها چهارمين ذخاير كلان مالي دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جاي كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا ميآيد، تايوان ذهن و افكار 23ميليون تايواني را ميكاود، استعدادشان را، انرژيشان را و هوش و ذكاوت شان را.چه زن و چه مرد.هميشه به دوستانم در تايوان ميگويم: شما خوشبختترين مردم دنيا هستيد، چطور اينقدر خوشبخت شدهايد؟ نه نفت داريد، نه سنگآهن، نه جنگل، نه الماس، نه طلا، فقط مقدار كمي ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعي و به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارتهايتان را توسعه دادهايد؛ كاري كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديدپذير واقعي در جهان است. حداقل اين برداشت شهودي من بود. اما ما در اينجا دلايلي نیز داريم كه اين موضوع را ثابت ميكند.
تيمي از سوي «سازمان همكاري اقتصادي و توسعه» اخيرا مطالعهاي كوچك اما جالب انجام داده و رابطه بين عملكرد افراد در تستهايي به نام « برنامه بينالمللي ارزيابي دانشآموزان» يا
PISA (كه هر دو سال مهارتهاي رياضي، علوم و درك خواندن افراد 15 سال را در 65 كشور امتحان ميكند) و درآمد كلي منابع طبيعي به عنوان G.D.P يا توليد ناخالص داخلي را براي هر كشور شركت كننده مورد بررسي قرار داده است.اگر بخواهيم خيلي كوتاه توضيح دهيم اينگونه ميشود كه رياضي دانش آموزان دبيرستاني شما در مقايسه با مقدار نفت يا مقدار الماسي كه استخراج ميكنيد چقدر خوب است؟
آندرياس شليچر كسي كه از طرف O.E.C.D بر تستهاي PISA نظارت ميكند ميگويد:
نتايج نشان داد كه رابطهاي فوقالعاده منفي بين پولي كه كشورها از منابع طبيعي خود به دست ميآورند و دانش و مهارتهايي كه جمعيت دبيرستانيشان دارند، وجود دارد. «اين يك الگوي جهاني است كه در همه 65كشوري كه در آخرين تستهاي ارزيابي
PISA شركت كردهاند وجود دارد» چيزي به اسم نفت و PISA با هم و در كنار هم وجود ندارد.
به گفته شليچر، در آخرين نتايج PISAمعلوم شد كه دانشآموزان كشورهاي سنگاپور، فنلاند،كره جنوبي، هنگ كنگ و ژاپن با وجود بهره اندك از منابع طبيعي، نمرات PISA بالايي دارند.در حالي كه با دارا بودن بيشترين مقدار درآمد نفتي، دانش آموزان قطر و قزاقستان كمترين نمرات PISAرا به دست آوردند.(عربستان سعودي، كويت، عمان، الجزيره، بحرين و سوريه نمرات مشابه سال 2007را در تستهاي بينالمللي رياضيات و مطالعات علمي به دست آوردند، اين در حالي است كه دانش آموزان لبنان، اردن و تركيه- كه باز هم جزء كشورهاي خاورميانه هستند، اما با منابع طبيعي كمتر- نمرات بهتري را به دست آوردند).
دانشآموزان كشورهاي آمريكاي لاتين كه جزو كشورهاي غني و داراي منابع طبيعي
زياد محسوب ميشوند، مثل برزيل، مكزيك و آرژانتين در آخرين تست
PISAنمرات ضعيفي به دست آوردند. در مورد آفريقا بايد بگوييم كه اصلا در اين تستها شركت
نداشت.
كانادا، استراليا و نروژ، كشورهايي كه باز هم داراي منابع طبيعي زيادي هستند، نمرات خوبي در
PISA كسب كردند؛كه به گفته شليچر بخش اعظم آن مربوط به اين است كه هر سه كشور سياستهاي برنامهريزي شده و سنجيدهاي را در قبال ذخيره كردن و سرمايهگذاري درآمدهاي حاصل از منابع طبيعيشان اتخاذ كردهاند.
همه اين بررسيها و نتايج به ما ميگويد كه اگر واقعا ميخواهيد بدانيد كه يك كشور در قرن 21 چگونه عمل خواهد كرد، منابع و معدنهاي طلاي آن را به حساب نياوريد، بلكه بايد معلمهای تاثيرگذارش را، والدين آگاه و دانشآموزان متعهدش را مد نظر قرار دهيد. شليچر ميگويد: نتايج يادگيري در مدارس امروز، شاخصي از ثروت و فوايد اجتماعي ديگري است كه كشورها در درازمدت حاصل خواهند كرد.اقتصاددانان خيلي وقت است كه در مورد «بيماري هلندي» صحبت ميكنند.اين امر زماني به وقوع ميپيوندد كه كشوري آنقدر متكي به صادرات منابع طبيعي خود باشد كه ارزش پول رايج آن به شدت بالا رفته و در نتيجه توليد داخلي آن به دليل وجود سيلي از واردات تحت تاثير قرار گرفته و نابود ميشود و در اين حالت قيمت كالاهاي صادراتي پيوسته بالا ميرود. چيزي كه تيم PISA نشان ميدهد يك بيماري مرتبط با آن است: جامعههايي كه به منابع طبيعي خود بيش از حد وابسته شدهاند،مستعد پرورش والدين و جواناني هستند كه بخشي از غرايز، عادات و محركهايشان را براي انجام دادن تكاليف و تقويت مهارتهايشان از دست دادهاند.
در مقايسه به گفته شليچر: «در كشورهايي با منابع طبيعي اندك – فنلاند، سنگاپور يا ژاپن- تحصيلات، نتايج و شان و مقام بالاتري دارد؛ حداقل تا حدی.زيرا در كل عموم مردم فهميدهاند كه كشور بايد با دانش و مهارت مردمش به پيش رود و اين موضوع با كيفيت تحصيلات و سيستم آموزشي مرتبط است. والدين و فرزندان در اين كشورها ميدانند كه اين مهارتها و تواناييهاي بچهها هستند كه شانسهاي آنها را رقم ميزنند و هيچ چيز
ديگري نميتواند آنها را نجات دهد. بنابراين فرهنگ و سيستم آموزش كاملي را بنا مينهند». يا همانطور كه دوست هندي- آمريكايي من كي. آر. سريدهار، موسس شركت سوخت باتري بلوم انرژي ميگويد: «وقتي منابع نداريد،
مبتكر ميشويد.» به خاطر همين است كه كشورهاي خارجي با بيشترين تعداد كمپاني در ليست نزدک، چين، هنگ كنگ، تايوان، هند، كره جنوبي و سنگاپور هستند.هيچ كدام از اين كشورها از منابع طبيعي براي پيشبرد اهداف خود بهره نميبرند.
اما اين مطالعات پيام مهمي هم براي جهان صنعتي در بر دارد.مطمئنا در يك ركود اقتصادي ديرگذر، براي «انگيزه» جايگاهي وجود دارد. اما، شليچر ميگويد «تنها راه معقول اين است كه مسير خود را از طريق فراهم نمودن دانش و مهارت براي افراد بيشتري، به منظور رقابت، همكاري و ارتباط برقرار كردن در راستاي پيشرفت كشور، هموار نماييم.» به گفته شليچر، به طور خلاصه در اقتصادهاي قرن بيست و يكم دانش و مهارت تبديل به پول رايج جهاني شده است، اما هيچ بانك مركزي كه اين پول را چاپ كند وجود ندارد. هر كس مجبور است كه خود تصميم بگيرد چقدر پول چاپ خواهد كرد.مسلما داشتن نفت، گاز و الماس خيلي خوب است.با وجود آنها فرصتهاي شغلي زيادي به وجود ميآيد، اما در دراز مدت جامعه را ضعيف خواهند كرد؛ مگر اينكه براي ساختن مدارس و ايجاد فرهنگ يادگيري هميشگي استفاده شود.
شليچر ميگويد: چيزي كه شما را همواره به سمت جلو ميراند و باعث پيشرفت
شما ميشود، چيزي است كه خودتان آن را ساختهايد.


برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

حضور در مقبره کوروش کبیر و لحظه ای درنگ در اقدامات او برای
ایران باستان گرچه مایه افتخار و مباهات هر ایرانی است اما گاهی
اوقات واکنش هایی را از سوی برخی هموطنان شاهد هستیم که نه جای
تشویق بلکه تقبیح دارد، وطن پرستی نزد ایشان به شرک تبدیل شده
است تا جایی که برخی از آنها به مقبره کوروش سجده می کنندو ...؛
گویا معنای وطن پرستی و وطن دوستی اشتباه شده است.

اسلام فرموده است «نه افراط و نه تفریط»؛ افراط در وطن دوستی به
وطن پرستی ختم می شود.






میهن پرستی نشانه مهر به هموطن و مهر انسان به خانه و خانواده
است. ما این واژه را برای پاسداری از ارزش خانه، خانواده، شهر،
کشور و فرهنگ و اعتقادات به کار میبریم؛ در این پرستشها ما به
انسان حرمت میگذاریم. البته در نهایت،این حس وظیفهشناسی مورد
قبول و رضای خداوند واقع میشود.(۱)


«حب الوطن من الایمان»، یعنی محبت به وطن «از» ایمان است، نه
این که خودش ایمان است. کسی به وطنش محبت دارد که ایمان به خدا
داشته باشد و معمولاً کسانی که شعار از «وطن» میدهند و ایمانی به
خدا و اسلام ندارند، در کوچکترین امتحانها خود را میبازند و برای
اندکی منافع بیشتر، زندگی راحتتر، دغدغهی کمتر، درگیر نشدن با
مسائل و مشکلات وطن و … قید همه چیز را می زنند. اما آن کسانی
که به خدا ایمان دارند، ایستادگی کرده و با تحمل تمامی مشکلات و حتی
استقامت تا پای شهادت، در حفظ و استیلای وطنشان کوشا هستند.







قرآن راجع به وطن دوستي ميگويد: «أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِم » (آلعمران/
۱۹۵)
پيداست علاقه به ديار يك علاقهاي است كه وقتي دستش را
گرفتي و از وطن بيرونش كردي، به او ظلم كردي. ميگويد: «أُخْرِجُوا
مِنْ دِيارِهِم »
اما وطن پرستي مثل بت پرستي است. وطن دوستي بله،
وطن پرستي شرك است مثل بت پرستي ... (۲)



منابع:
(۱) مجله رشد معلم
(۲) درس هایی از قرآن

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

دیشب(1/8/91) برحسب تصادف اخبار ساعت 20 بی بی سی را از تلویزیون دیدم.آیت الله آملی لاریجانی و احمدی نژاد

بحث مهم وسوژه دیشب آن شبکه و قطعا شبهای آینده این شبکه وشبکه های معاند ،جواب نامه احمدی نژاد رئیس جمهور محترم ما به رئیس قوه قضائیه بود که با آب و تاب وصف ناشدنی آن را نقل ومفسرین آن را تفسیر می کردند.چندی پیش آقای رئیس جمهور بعد از گذشت هفت سال از مسئولیتش،به بهانه گزارش دهی به رهبری وصیانت از قانون اساسی!!! از رئیس قوه قضائیه خواسته بود که بازدیدی از زندان اوین داشته باشد ورئیس قوه قضائیه در جواب به صورت خیلی محرمانه نوشت که الآن بازدید شما یه مصلحت نمی باشد وظاهرا رئیس محترم جمهور به پر قبایشان برخورده بود و جواب داده بود.بهر حال شبکه بی بی سی طوری این مسئله را مطرح می کردند که گویی کل مسئولین برای همدیگر شمشیر از رو بسته اند و به جان هم افتاده اند.خیلی ناراحت شدم وبه واقع دلم از این همه بی مهری گرفت،همان حالتی را داشتم که بعد از کنفرانس خبری اخیر جناب رئیس جمهور داشتم.ولی خودم را دلداری دادم که این شبکه معاند جمهوری اسلامی ایران است می خواهد از آب گل آلود ماهی خود را صیدکند. ولی متاسفانه علی رغم تاکیدات مشفقانه مقام معظم رهبری بر پیشگیری از حاشیه سازی ها وتنش ها صبح که به سایتهای مختلف مراجعه کردم ،نامه رئیس جمهور در پاسخ نامه خیلی محرمانه رئیس قوه قضائیه را دیدم که تیتر خیلی از روزنامه ها شده بود. افسوس خوردم که چرا اینهایی که ادعا می کنند بازوی رهبری معظم هستند و باید در این برهه حساس پشت سر ایشان باشند وبه نصایح او گوش جان بدهند وقتی منافع شخصی ونفسانی پیش می آید هیچیک از سخنان معظم له را نمی بینند وادعی می کنند که کاری که می خواسته اندانجام دهند، نوعی گزارش دهی به حضرت ایشان است.

اخلاق حكم مي کرد زماني كه رييس قوه قضاييه در نامه اي با قيد "خيلي محرمانه" پاسخ رييس جمهور را داده است، دكتر احمدي نژاد نيز در نامه اي محرمانه و به دور از تلاش براي ادامه جنجال ، اقدام به پاسخ مي نمود.نه اینکه به صورت " خیلی خیلی علنی"وآنهم به صورت سرگشاده جواب وآن را منتشر نماید.

یادمان نرفته است سخنان معظم له را ،چرا که تنها چند روز از سخنان مهم ایشان در جمع مردم خراسان شمالي مبني بر لزوم رعايت وحدت، همدلي و تلاش مسئولان براي رفع مشكلات مردم مي گذرد، مشخص نيست اين اقدام رييس جمهور و تلاش وي براي ادامه دار شدن جنجال هاي رسانه اي درباره بازديد وي از زندان اوين چه معنايي دارد؟

آیا درست است که در این موقعیت حساس که همه بر علیه ما کمر همت بسته اند اختلاف مسولین به جای اینکه از مجاری قانونی وآنهم به صورت غیر علنی رفع گردد،به جامعه کشیده شود.این فضای اختلاف بین مسئولین غیر از ایجاد نارضایتی در بین مردم و بدرد آوردن دل دوستداران نظام ثمری خواهد داشت؟ درمقابل دل دشمنان قسم خورده نظام مقدس اسلامی را شاد نخواهد کرد؟علنی شدن اختلافات بین مسئولین هدفی است که دشمن آن را دنبال می کند ومتاسفانه این هدف به دست مسئول درجه یک اجرایی کشور محقق می گردد.

آیا می توان ادعای ولایتمداری نمود وفضای اختلافات را به نفع دشمن بخصوص در این برهه خاص به صحنه رسانه آورد؟!!آیا تاکیدات همیشگی مقام معظم رهبری مبنی بر وحدت بین مسئولین در صحنه جامعه را نباید آویزه ی گوش خود نمود؟

آیا رعایت حقوق اساسی ملت جزایجاد شرایط با ثبات وامن برای پیشبرد نظام در عرصه های اقتصادی ،علمی و فرهنگی کشور می باشد؟

آیا نشان دادن نقاط ضعف هر قوه و کشیدن آن به رخ یکدیگر ورسانه ای کردن آن حقوق اساسی ملت را تامین خواهد کرد یا برعکس با آب ریختن در آسیاب دشمن اصل قانون اساسی ونظام را با خطر مواخه خواهد کرد؟

این گونه نامه نگاری ها آنهم به صورت مفصل واز روی ناراحتی و به صورت بغض وکینه بیش از همه به نفع چه کسی خواهد بود؟به نفه مردم،نظام یا دشمن؟

در هر صورت به نظر مي رسد در حالي كه دشمنان قسم خورده نظام جمهوري اسلامي بيش از هميشه با افزايش تحريم هاي اقتصادي و حملات گسترده سياسي و فرهنگي سعي دارند تا پايداري و استقامت مردم در برابر استكبار را از هم فروپاشند، اختلافات علني مسئولان به طور ناخواسته بازی در زمین حریف خواهد بود و نقشه راه دشمن را تكميل خواهد کرد و مردم نيز از مسئولان انتظار دارند تا به امور مهم و بويu200dژه حل مشكلات اقتصادي و معیشتی،رفع بیکاری و... بپردازند، مساله اي كه در سفر اخير رهبر معظم انقلاب به استان خراسان شمالي نيز بطور ويu200dژه اي مورد تاكيد معظم له قرار گرفت .

باز این مطلب را یاد آور می شوم که هرگاه در پشت سر مقام معظم رهبری قرار گرفتیم ونصایح پدرانه ودلسوزانه معظم له را آویزه گوش خود نمودیم آسیبی به ما ونظام مقتدر ما نخواهد رسید ولی اگر از معظم له فاصله گرفتیم برسرمان آنچه خواهد آمد که در تاریخ نمونه های از آن فراوان به ثبت رسیده است پس به خود و همه مسئولین ودولتمردان تذکر می دهیم که اطیعوا الله واطیعوا الرسول والی الامر منکم و....فاعتبروا یا اولی الابصار.والسلام

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

منبع:گروه روزنه

تحقیق جامعهشناسی با ظاهری ناشناخته

این دختر برای تحقیق جامعهشناسیش کار جالبی انجام داده


جامعه شناسی در تحقیق میدانی با ظاهری ناشناخته

حضور با چادر و روبنده در مکان های عمومی و فرهنگی مانند تاتر شهر و کافه تمدن از تجریش تا پل پارک وی ( پیاده )

تقریبا می توانم بگویم تمام کسانی که در نگاه اول با این ظاهر مواجه میشوند دچار شک می شوند . این شک را با نگاه های خیره و حتی دوری از من نشان می دهند . این مسافت را پیاده طی کردم زیرا تقریبا تاکسی برای سوار کردن من نمی ایستاد . تنها افرادی که تقریبا عادی رفتار کردند ، کارگر های افغانی بودند . به نظر می آمد که این نوع پوشش برای آنها عادی تر است.
مردم پس از گذشتن از من شروع به پچ پچ می کردند و حتی برخی از آنها ناسزا هایی می گفتند مانند : " همین ها ممکت را به گند می کشند !" زمانی که زیر پل پارک وی رسیدم توجه مردم و واکنش ها شدید ترشان شدم . اغلب ماشین ها بیجا بوق می زندن و برخی شیشه های ماشین را پایین کشیده ، حرفی توهین آمیز می زدند . اما با این حال ترسی در مردم وجود داشت که مبادا من از دسته ی گشت های ارشاد باشم . زمانی که به زوج ها می رسیدم. دختر ها از پسر های همراهشان فاصله می گرفتند و روسری و موهای خود را مرتب می کردند . وقتی می خواستم از عابر پیاده رد شوم هیچ ماشینی به احترام من به عنوان یک عابر نمی ایستاد و همگی طوری رد می شدند که انگار می خواهند مرا زیر بگیرند !
پایین پل برای مشاهده ی رفتار پلیس نسبت به این موضوع به سمت پلیس رفتم و برای این که افکار واقعی شان را متوجه شوم، از آنها آدرس تاتر شهر را به زبان انگلیسی پرسیدم . مامور پلیسی که آنجا بود متوجه حرف من نشد و مافوق خود را که به نظرم سرگرد بود صدا کرد . ایشان نیز حرف مرا به سختی فهمیدند ! برایم بسیار جالب بود که مامور های پلیس یک کشور زبان تقریبا بین المللی را به این وضوح متوجه نشوند . سرگرد رفت و از راننده تاکسی های آن طرف آدرس خواست . آنها متوجه شدند که من فارسی بلد نیستم . به پلیس گفتند که ما دربست او را می رسانیم ! پلیس پرسید چطور و راننده ها گفتند می گوییم 5-6 تا 5000 تومانی بدهد . او که ایرانی نیست ! پلیس نیز چون آدرس درست را بلد نبود داشت قبول می کرد . پلیس به جای این که به خاطر گرفتن مبلغ اضافی با راننده ها برخورد کند هیچ واکنشی نشان نداد. من در این حین از آنها خواستم که راه اتوبوس را نشانم بدهند . واقعا تعجب برانگیز بود که زمانی که پلیس با یک فرد غیر ایرانی مواجه می شود و افرادی که می خواهند تخلفی انجام دهند مانند راننده ها ، هیچ واکنشی نشان نمی دهند.


زمانی که سوار اتوبوس شدم توجه ها بیشتر شد . در لحظه ی اول تمام افراد به من با تعجب نگاه کردند . در نگاه برخی ها نفرت و انزجار کاملا واضح بود . واکنشی جالبی که وجود داشت این بود که خانم های چادری و باحجاب ، زمان که مرا دیدند چادر خود را جلو تر می کشیدند و قسمت بیشتری از صورت خود را پوشاندند. کنار خانمی نشستم که با ناراحتی از من فاصله گرفت . دختر و پسری کناردر وسط ایستاده بودند . هنگامی که من را دیدند پسر با لحنی جدی و با ناراحتی به دختر که ظاهری تقریبا ساده داشت گفت : " نگاه
کن ، بی این می گویند خانم . چی می شد اگر تو هم یک کم اینجوری بودی !) . بسیار جالب بود که هنوزم برخی از مردم و مرد ها بخصوص ، این نوع پوشش را نشانه ی خانم بودند و شخصیت بالا می دانند .

تاتر شهر


زمانی که به تاتر شهر رسیدم با همان نگاه های خیره مواجه شدم . در خیابان چند بار مردم محکم بهم تنه زدند و با واژه هایی از قبیل : طالبان ، کثافت ها ، آدم کش ها و ... مواجه شدم . در تاتر شهر با دوستانم قرار داشتم و قرار بود که یکی از پسر ها همراه من باشد تا عکس عمل مردم را زمانی که با یک نفر با این پوشش همراه با یک پسر ظاهر می شوند بررسی کنم . من تقریبا قبل از این که با این ظاهر در بیرون بیایم انتظار بیشتر این برخورد ها را داشتم . اما اتفاق بسیار جالبی که افتاد و من انتظارش را نداشتم برخورد با من به عنوان یک روسپی بود ! زمانی که منتظر رسیدن دوستانم بودم و رفتار ها را بررسی می کردم متوجه نگاه های خیره بعضی از مردان شدم . بعضی از آنها با پوزخند هایی می زدند و با شکلک هایی می خواستند چیزی را به من بفهمانند.




وقتی می خواستم به طرف دیگری بروم یکی از آنها دنبال من آمد و شروع به حرف ها و پچ پچ هایی کرد . من واقعا ترسیده بودم اما در همان لحظه یکی از دوستانم که قرار بود کنار من باشد و بقیه از دور رفتار ها را زیر نظر بگیرند رسیدند و آن فرد با این که مرا با او دید اما باز هم دست بر نداشت و همچنین پیش می آمد. رفتار های مردم عادی در تاتر شهر، می توانم بگویم با احترام تر بود . می توان گفت که فقط نگاه های خیره ی نه چندان طولانی وجود داشت . شاید برای این که تاتر مکانی است که هر کسی نمی رود و معمولا از طرز فکر و ذهن آزادتری نسبت به انسان برخوردارند . در خیابان افراد های مختلف با طرز فکر مختلف وجود دارند اما در آنجا احساس کردم حد اقل طرز فکر ها شبیه به هم است .

کافه تمدن


درکافه اول دوستانم وارد شدند و نشستند چند دقیقه بعد من به تنهایی وارد شدم . واکنش متصدی کافه بسیار جالب بود . کاملا وحشت کرده بود و از جایش بلند شد . زمانی که به تنهایی پشت میز نشستم تمام افراد داشتند به من نگاه می کردند . حتی برخی افراد که من در دیدشان نبودم ، خم شده بودند تا من را ببینند . چند دختر با دیدند من بلند بلند شروع به خندیدن کردند . زمانی که کسی وارد کافه می شود ، رسم است که برایش جا سیگاری بیاورند . پیش خدمت با شک و تردید جلو آمد و جا سیگاری را تنها نشانم داد و اجازه خواست که بگذارد یا نه . این نشان می دهد که به نظر آنها یک زن با آن ظاهر سیگار نمی کشد جا سیگاری بی احترامی تلقی می شود . شک اول زمانی بود که من با آن پوشش وارد شدم و شک دوم زمانی بود که دوستم وارد شد و سر میز من نشست . این که یک دختر با آن ظاهر با یک پسر قرار داشته باشد بسیار عجیب می نمود و با هم همه با تعجب به من نگاه کردند . پس از مدتی میز کناری که در مورد سیاست های خاتمی مشغول به بحث بودند ، صحبتاشان به حجاب کشیده شده بود.
اما موضوعی که در کافه جالب توجه بود این بود که هر کس در آنجا همراه با کسی و مشغول صحبتی با یا کاری بود . ممکن بود در نگاه اول برایشان یک شک محسوب شده باشد اما آنها به خیره نگاه کردن پی دی پی ادامه نمی دادند . برخوردشان بیشتر همراه با تمسخر یا تاسف بود . زمانی که خواستیم خارج شویم دوستم رفت و من کیفم را گذاشتم و به دست شویی رفتم . در همین حین دوستان دیگرم گفتند که همه ترسیده بودند و فکر می کردند که در کیف تو بمب است و می خواستند کافه را خالی کنند که تو برگشتی.
این نشان می دهد که در یک کشور اسلامی که حجاب باید پسندیده باشد ، الگوی درست حجاب را همه به عنوان یک تروریست یا عضوی از گروه طالبان می دانند !!


تجربهی جالبی بود که بسیار دوست دارم آن را در یک کشور غیر مسلمان و بی حجاب امتحان کنم!

برچسب: نویسنده: شبانکاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 23:44

صفحه بندی